ويژگي هاي قصه هاي قرآني

خرید بک لینک

ويژگي هاي قصه هاي قرآني

قصص قرآني دو ويژگي مهم دارد: 1. حقيقت گويي و واقع گرايي، نه خيال پردازي؛ 2. هدفمندي و همسويي با غرضي که قرآن در پي آن است.

قرآن به داستان تنها به عنوان يک کار هنري نپرداخته و نيز غرضش مانند تاريخ نگاران و قصه پردازان، شرح حال گذشتگان يا سرگرمي و لذت نبوده است، بلکه قصه در قرآن با ديگر شيوه هاي بياني آن همگام مي شود تا اهداف و خواسته هاي ديني و تربيتي قرآن را برآورده سازد و البته در اين ميان، قصه از مهم ترين اين شيوه ها است. براساس آنچه ياد شد، مي توان تفاوت داستان هاي قرآن با ديگر قصص را در چند خصوصيت کلي برشمرد. اين ويژگي ها را خود قرآن کريم نيز اشاره وار بيان کرده است:

لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَي ءٍ وَهُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ (*) از آيه اين گونه برداشت مي شود که قصه هاي قرآن به چهار ويژگي متصف است: 1. واقع گرايي؛ 2. حقيقت گويي؛ 3. حکمت آموزي؛ 4. تربيت گري کارآمد و پرورش صفات والاي انساني.

اهداف قصه در قرآن

آنچه از آيات به دست مي آيد نشان مي دهد که اهداف قصه هاي قرآن در محورهاي زير خلاصه مي شود:

1. تربيت و آموزش از طريق القاي غير مستقيم؛

2. عبرت و تفکر؛

3. بيان حقايق و احياي تفکر ديني صحيح بر مبناي زدودن خرافات؛

4. شاهد صدق نبوت و زمينه براي گسترش دعوت؛

5. آرامش خاطر پيامبر و اميد آفريني در دل هاي مؤمنان با نويد موفقيت.

بسياري از نويسندگاني که پس از سيد قطب درباره ي اهداف قصه هاي قرآني سخن گفته اند، از آنچه او در اين باره آورده است ، استفاده کرده اند و يا مطالب او را زيربناي کار خود قرار داده اند.  استاد آيت الله معرفت نيز پس از ياد کرد اهدافي که ذکر شد، اهدافي را که سيد قطب برشمرده است، مي آورند.  در نقد شبهات نيز بيشتر بر همين اساس، اهداف قصه هاي قرآني را با شواهد قرآني آن به تفصيل بازگو کرده اند. فشرده ي اين اهداف چنين است: اثبات نبوت، بيان يکپارچگي اديان آسماني، ترسيم ريشه ي تاريخي اسلام، بيان همسان بودن سيره ي پيامبران و واکنش امت ها، اميدآفريني در دل هاي مؤمنان، بازگويي الطاف حق بر پيامبران و گوشزد کردن دشمني شيطان با انسان.

حکمت تکرار در قصه هاي قرآن

تکرارهاي صورت گرفته در قرآن به گوناگوني هدف هايي برمي گردد که قرآن در پي آن است. يک قصه ممکن است داراي ابعادي چند باشد و با يک بار گفتن، پيام هاي هدايتي و تربيتي آن پايان نيابد؛ از اين رو در مناسبت هاي پيش آمده، هر بار به لحاظ بُعدي از آن تکرار مي شود و در نوبت ديگر، اين مناسبت تغيير مي کند و مناسبتي ديگر جايگزين آن مي شود. بيشترين تکرار در داستان موسي و فرعون و سرگذشت بني اسرائيل صورت گرفته است. سرّ اين مسأله از يک سو به همجواري و آشنايي عرب ها با يهود و منزلت يهود در نزد آنان برمي گردد و از سوي ديگر، سرگذشت بني اسرائيل و رفتار آنان با پيامبران به اوضاع و احوال مردمان معاصر ظهور اسلام بيشتر شباهت داشت؛ بنابراين رابطه ي نزديکي ميان تاريخ گذشته، يهود و رفتار عرب وجود داشته است.

از مکته هاي قابل توجه در تکرار داستان حضرت موسي (عليه السلام) تفاوت روح کلي آن در سوره هاي مکي با سوره هاي مدني است. در سوره هاي مکي، سمت و سوي داستان، مبارزه و گفت و گوهاي موسي (عليه السلام) با فرعون و اطرافيان او است و به رابطه ي بني اسرائيل با موسي (عليه السلام) پرداخته نمي شود، مگر در دو مورد که درباره ي انحراف هاي اعتقادي آنان است، اما در سوره هاي مدني بيشتر رابطه ي موسي (عليه السلام) و بني اسرائيل و مشکلات اجتماعي و سياسي آنان حکايت مي شود.

اين نکته ما را به اين مسأله رهنمون مي شود که تکرار داستان در سوره هاي مکي براي کمک به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و مسلمانان در رويارويي با مشرکان و تقويت روحيه ي آنان بود. البته بر آورده شدن هدف قرآن، تنها به رابطه ي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و ستمگران زمان او محدود نمي شود، بلکه در هر دوره از تاريخ، ممکن است چنين وضعيتي وجود داشته باشد و مؤمنان با ستمگران و صاحبان زر و زور، در شرايط دشواري رويارو باشند و تاريخ، هميشه در حال تکرار است. داستان ديگر پيامبران مانند نوح و ابراهيم (عليه السلام) نيز همين گونه است و سمت و سوي داستان با توجه به فضاي حاکم بر دعوت اسلامي و شرايط پيش روي مسلمانان در مکه و مدينه تفاوت دارد.

اگر از ديدگاه ادبي به اين تکرارها بنگريم، در مي يابيم که قرآن هرگاه قصه اي را تکرار مي کند، با نکته ها و ظرافت هايي همراه است که برحسب مناسبت ها لحاظ مي شود. اين مسأله نمودي از اعجاز بياني قرآن و بلاغت برتر آن است؛ زيرا نشان دهنده ي توان بالاي قرآن در گزارش يک داستان به گونه هاي مختلف است و هر بار نيز به شيوه اي شگفت حکايت مي شود؛ به طوري که شنونده از شنيدن دوباره و چند باره ي آن دل زده نمي شود و هر بار در آن، تازگي و طراوتي لذت بخش مي يابد.

موضوعات مرتبط :

نویسنده hpirakeh در |

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...

ظهیر شیعه ...

ما را در سایت ظهیر شیعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:03

صفحه بندی