داستان وصیت و اسم اعظم امانات الهی به هابیل و رشک و حسد قابیل و..داستان ازدواج آنان

خرید بک لینک

به نام خدا

حتما شما تابه حال معني کلمه ي حرامزاده را شنيده ايد.به طور کلي حرامزاده به اين معناست که زن ومرد بدون محرم شدن با هم رابطه ي غیر شرعی داشته باشند و اين رابطه باعث بچه دار شدنشان شود وبچه ي آنها را حرامزاده مي نامند.

اما گناه فرد حرامزاده چيست او که خود تقصيري نداشته است
فردي كه از راه زنا و حرام متولد مي شود، گناهي ندارد. پيامبر(ص) فرمود: "ليس علي ولد الزّنا من وزر أبويه شيء؛[1] گناه پدر و مادر بر گردن فرزند نيست". او نيز مانند ديگران مکلف به وظايف شرعي و عقلي است و مي تواند به پاكي و تقوا روي آورد، همان طور كه مي تواند به فساد و گناه كشيده شود. چه بسا افراد حلال زاده اي هستند كه از شمر بدترند و چه افراد زنا زاده اي كه خود را از گناه و آلودگي نگاه داشته و اهل بهشت شده اند.
افرادي كه از مادر متولد مي شوند، داراي سرشت متفاوتي هستند. بعضي ميلشان به خوبي ها بيشتر است؛ بعضي ميلشان به بدي بيشتر است. ممكن است افرادي كه وَلَد حيض يا ولد زنا بوده اند، بيشتر ميلشان به بدي ها باشد، همان طور كه برخي از حلال زاده ها ممكن است طينتشان شرور باشد، امّا خُبث باطني علّت براي فاسد شدن نيست، بلكه زمينة آلودگي در آنان بيشتر است. در عين حال مي توانند خود را از آلودگي حفظ كنند، گرچه شايد بر ايشان سخت باشد و محتاج به رياضت و مجاهدت بيشتر با هواهاي نفساني داشته باشند.
اين گونه افراد اگر با سختي و مجاهدت جلوي شرارت باطني خود را بگيرند، ثواب بيشتري دارند.
اگر فرض كنيم كسي كه داراي طينت پاك و خوبي است، يعني 70% مايل به خوبي ها است، در نتيجه راحت تر به خوبي ها روي مي آورد و فرد ديگري كه باطن او خبيث باشد،70% ميل به بدي ها داشته باشد، در نتيجه اگر بخواهد خوبي ها را انجام دهد، با سختي بيشتري همراه است، ثواب او بيشتر از آدم اوّلي است، چون "افضل الاعمال أحمزها؛ برترين اعمال، مشكل ترين آن ها است".
در برخي روايات، اشخاصي كه دچار قساوت و خبث باطني شديد بوده و دست به جنايات عظيمي زده اند، زنازاده معرفي شده اند، ولي شرارت باطني، علت انحراف آنان نيست، بلكه در حدّ مقتضي است.
رواياتي در اين زمينه در بحارالانوار، جلد 67، ص 77 به بعد آمده است.
امام صادق(ع) فرمود: "ولد الزنا بغض و كينة ما اهل بيت را در دل دارد و ميل به زنا و حرام دارد"؛[2] يعني زمينة گناه در آنان بيشتر است.


واما انساني که از راه حرام به دنيا آمده ميتواند فرد خوبي شود؟


انساني که از رابطه حرام بوجود آمده بالقوه استعداد خوب بودن و خوب شدن رو داره اما بايد شرايط و راه صلاح و فلاح هم براي تربيت او فراهم باشد ، يک فرزند به شرايط تربيتي مناسب از بدو بسته شدن نطفه تا بلوغ ، لازم دارد ، مسلما فرزندي که به لحاظ تربيتي کاستي داشته باشد (به اين دليل که پدر و مادر او نه شرايط روحي و مناسب براي يک بارداري سالم را داشتند و نه پس از تولد مورد تربيت صحيح قرار گرفته است زيرا والديني که خود به حلال و حرام الهي پايبند نبوده اند چه تربيت الهي و صحيحي را مي خواهند به فرزندشان منتقل کنن و مساله مهمتر اينکه آيا سايه همين پدر و مادر گناهکار هم بالاي سر اين فرزند خواهد بود؟ يا اينکه او به طرق ديگري بزرگ و تربيت شده است ؟) قائدتا نمي تواند صلاحيت هاي لازم را کسب کند و اين مساله به مواردي غير از صلاحيت بالقوه فرد براي احراز شرايط سعادت است در مورد روايات هم اساتيد فن نظر خواهند داد

اگه مي خواي عدالت خدا را زير سؤال ببري بهت بگم كه در مورد حرام زاده شدن افراد خداوند هيچ دخالتي ندارد اين پدر و مادرند كه مقصرند مثلا من يه سنگ بر مي دارم مي زنم تو چشم يكي تا آخر عمر كور ميشه خوب اينجا من مقصرم يا خدا در مورد سؤال شما هم همين مسئله صدق مي كنه مقصر پدر و مادرشند حتي بچه هايي كه كور يا كر مادرزاد متولد ميشن مقصر پدر و مادرند كه يه سري شرايط را در موقع انعقاد نطفه فرزند رعايت نكردن حالا یک سوال...
با توجه به این که همه ما انسان ها از نسل آدم و حوا هستیم و این دو اولین انسانهای روی زمین بودند پس از به دنیا آمدن فرزندان آدم و حوا نسل بشر چگونه ازدیاد یافت ؟ به عبارت ساده تر اگر بپذیریم که در اسلام ازدواج با محارم ممنوع است و هر کس که از این طریق (ازدواج محارم) متولد شود حرامزاده تلقی میگردد . پس پسران حضرت آدم و حوا با چه کسی غیر از خواهران خود ازدواج کردند و ازدیاد نسل صورت گرفت ؟ اگر پسران آدم و حوا با خواهران خود ازدواج کردند پس ازدواج با محارم صورت گرفته و هرکس که از نسل اینها به دنیا آمده باشد حرامزاده تلقی میگردد و اگر پسران آدم و حوا با کسانی غیر از خواهران خود ازدواج کرده اند آنان چه کسانی بودند ؟ انسان بودند یا غیر انسان ؟ اگر انسان بودند پس میتوان گفت که آدم و حوا اولین انسانهای خلق شده نبودند و اگر با غیرانسان ازدواج کردند ، آنها چه کسانی بودند ، آیا جن بودند یا فرشته ؟این مسئله بحث انگیزی است که در جوامع روایی ما، احادیث متعارض ومختلفی را به خود اختصاص داده است:

از آیه "خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوحها و بث منهما رجالا کثیرا و نساءا؛ (1) ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت". استفاده میشود که تکثیر نسل فرزندان آدم(ع) تنها از طریق آدم و همسرش صورت گرفته و موجود ثالثی در آن دخالت نداشته است.

لازمه این سخن آن است که فرزندان آدم(ع)(به صورت برادر وخواهر) با هم ازدواج کرده باشند، زیرا اگر آن ها با نژاد و همسران دیگری ازدواج کرده باشند، فرمایش خدا "منهما" (از آن دو) صادق نخواهد بود.

این موضوع در احادیث متعددی وارد شده است و زیادهم جای تعجب نیست، چه این که طبق استدلالی که در بعضی احادیث از ائمه معصومین(ع) نقل شده، این ازدواج مباح بوده است، زیرا هنوز حکم تحریم ازواج خواهر و برادر نازل نشده بود.

بدیهی است ممنوعیت یک کار، بسته به این است که از طرف خداوند تحریم شده باشد، چه مانعی دارد که ضرورت های و مصالحی ایجاب کند

که در بعضی زمان ها مطلبی جائز باشد و بعدا تحریم گردد؟

در احادیث دیگری تصریح شده که فرزندان آدم هرگز با هم ازدواج نکرده اند.

در صورتی که احادیث متعارض باشند، باید احادیثی را انتخاب نمود که موافق آیه فوق الذکر باشد.

احتمال دیگری نیز هست، فرزندان آدم با بازماندگان انسان های پیشین ازدواج کرده اند، زیرا طبق روایاتی، حضرت آدم، اولین انسان روی کره زمین نبود.

مطالعات علمی نیز نشان میدهد که انسان احتمالا از چند میلیون سال قبل در کره زمین زندگی میکرده است، در حالی که از تاریخ پیدایش آدمی تاکنون زمان زیادی نمیگذرد. بنابر این باید قبول کنیم قبل از آدم، انسان های دیگرری میزیسته اند که به هنگام پیدایش آدم در حال انقراض بوده اند،

چه مانعی دارد که فرزندان آدم باقیمانده یکی از نسل های پیشین ازدواج کرده باشد؟ این احتمال با ظاهر آیه فوق چندان سازگار نیست.

چنان که علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، احتمال اول را تقویت و قبول میفرماید.(2) برای اطلاعات بیشتر میتوانید به تفاسیر المیزان، ج 4، صفحه 245 به بعد و برهان و درر المنثور و کتاب های قصص انبیا مراجعه بفرمایید. حضرت آدم - عليه السلام - و حوّا - عليها السلام - وقتى كه در زمين قرار گرفتند، خداوند اراده كرد كه نسل آنها را پديد آورده و در سراسر زمين گسترش گرداند. پس از مدتى حضرت حوّا باردار شد و در اولين وضع حمل، از او دو فرزند دو قلو، يكى دختر و ديگرى پسر به دنيا آمدند. نام پسر را «قابيل» و نام دختر را «اقليما» گذاشتند. مدتى بعد كه حضرت حوّا بار ديگر وضع حمل نمود، باز دوقلو به دنيا آورد كه مانند گذشته يكى از آنها پسر بود و ديگرى دختر. نام پسر را «هابيل» و نام دختر را «ليوذا» گذاشتند.

فرزندان بزرگ شدند تا به حد رشد و بلوغ رسيدند، براى تأمين معاش، قابيل شغل كشاورزى را انتخاب كرد، و هابيل به دامدارى مشغول شد. وقتى كه آنها به سن ازدواج رسيدند (طبق گفته بعضى خداوند به آدم - عليه السلام - وحى كرد كه قابيل با ليوذا هم قلوى هابيل ازدواج كند، و هابيل با اقليما هم قلوى قابيل ازدواج نمايد..[1]

حضرت آدم فرمان خدا را به فرزندانش ابلاغ كرد، ولى هواپرستى باعث شد كه قابيل از انجام اين فرمان سرپيچى كند، زيرا «اقليما» هم قلويش زيباتر از «ليوذا» بود، حرص و حسد آن چنان قابيل را گرفتار كرده بود كه به پدرش تهمت زد و با تندى گفت: «خداوند چنين فرمانى نداده است، بلكه اين تو هستى كه چنين انتخاب كرده اى؟»[2]
از جمله حدیث هاى كاملى كه در این باره داریم ، حدیثى است كه عیاشى در تفسیر خود از سلیمان بن خالد روایت كرده كه گوید :

به امام صادق (ع ) عرض كردم : قربانت گردم مردم مى گویند كه حضرت آدم دختر خود را به پسرش u200d تزویج كرد؟ حضرت صادق (ع ) فرمود: مردم چنین مى گویند، امّا اى سلیمان ! آیا ندانسته اى كه پیغمبر فرمود: اگر من مى دانستم آدم دختر خود را به پسرش تزویج كرده بود، من هم (دخترم ) زینب را به پسرم (قاسم ) مى دادم و از آیین آدم پیروى مى كرد ...

سلیمان گوید: گفتم قربانت گردم ! مردم مى گویند سبب این كه قابیل هابیل را كشت ، آن بود كه به خواهرش رشك برد.

امام فرمود : اى سلیمان چگونه این حرف را مى زنى . آیا شرم ندارى كه چنین سخنى را درباره پیغمبر خدا آدم مى گویى ؟

عرض كردم : پس علت قتل هابیل به دست قابیل چه بود؟

حضرت فرمود : درباره وصیّت بود . آن گاه ادامه داده فرمود : اى سلیمان ! خداى تبارك و تعالى به آدم وحى فرمود كه وصیّت و اسم اعظم را به هابیل بسپارد با این كه قابیل از او بزرگ تر بود. قابیل كه از موضوع مطّلع شد، غضبناك گشت و گفت : من سزاوارتر به وصیت بودم و از این رو آدم بر طبق فرمان الهى به آن دو دستور داد تا قربانى كنند، و چون به درگاه خداوند قربانى بردند، قربانى هابیل قبول شد، ولى از قابیل پذیرفته نگشت . همین ماجرا سبب شد كه قابیل بر وى رشك برد و او را به قتل برساند.

عرض كردم : قربانت گردم ! نسل فرزندان آدم از كجا پیدا شد؟ آیا به جز حوّا زنى و به جز آدم مردى بود؟

حضرت فرمود : اى سلیمان ! خداى تبارك و تعالى از حوّا قابیل را به آدم داد و پس از وى هابیل به دنیا آمد. هنگامى كه قابیل به حدّ بلوغ و رشد رسید، زنى از جنّیان براى او فرستاد و به حضرت آدم وحى كرد تا او را به ازدواج قابیل در آورد . آدم نیز این كار را كرد و قابیل هم راضى و قانع بود تا این كه نوبت ازدواج هابیل شد و خدا براى او حوریه اى فرستاد و به آدم وحى فرمود كه او را به ازدواج هابیل در آورد.

حضرت آدم این كار را كرد و هنگامى كه قابیل برادرش هابیل را كشت ، آن حوریه حامله بود و پس از گذشتن دوران حمل ، پسرى زایید و آدن نامش را هبة اللّه و به حضرت آدم وحى شد كه وصیت و اسم اعظم را به او بسپارد.

حوّا نیز فرزند دیگرى زایید و حضرت آدم نامش را شیث گذارد. وقتى او به حدّ رشد و بلوغ رسید، خداوند حوریّه دیگرى فرستاد و به آدم وحى كرد او را همسرى شیث درآورد. آدم نیز این كار را كرد و شیث درآورد. آدم نیز این كار را كرد و شیث از آن حوریه دخترى پیدا كرد و نامش را حورة گذارد. وقتى آن دختر بزرگ شد، او را به ازدواج هبة اللّه در آورد و نسل آدم از آن دو به وجود آمد. در این وقت هبة اللّه از دنیا رفت و خداوند به آدم وحى كرد كه وصیت و اسم اعظم را به شیث بسپارد و حضرت آدم نیز این كار را كرد

موضوعات مرتبط :

نویسنده hpirakeh در |

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...

ظهیر شیعه ...

ما را در سایت ظهیر شیعه دنبال می‌کنید

برچسب: وداستان, نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 17:32

صفحه بندی